هدف: کاربردشناسی زبان عبارت از مطالعه کنشهای گفتاری و جنبه های اجتماعی تعاملات ارتباطی در بافت زبان است. کودکان کمشنوا، به دليل محروم بودن از حس شنوايی که نقش مهمی در رشد مهارتهای زبانی دارد، در تمام سطوح زبان و از جمله کاربردشناسی با مشکلاتی مواجهند. هدف از اين پژوهش، مقايسه برخی توانايیهای کاربردشناختی شامل پيگيری موضوع، نوبتگيری و اصلاح مکالمه در کودکان فارسی زبان کمشنوای شديد 4 تا 6 ساله با همسالان شنوا میباشد.
روش بررسی: در اين پژوهش مقطعی مورد-شاهدی، 21 کودک شنوا به روش تصادفی ساده از مهدکودکهای عادی و 21 کودک کمشنوای شديد به روش نمونه گيری دردسترس از مراکز توانبخشی و کلينيکهای گفتاردرمانی تهران و کرج انتخاب شده و مهارتهای کاربردشناسی آنها با استفاده از تکاليف محققساخته در خصوص پيگيری موضوع، نوبتگيری و اصلاح مکالمه مورد بررسی قرار گرفت. روايی محتوايی تکاليف، توسط يک زبان شناس و دو آسيب شناس گفتار و زبان و پايايی تمامی آنها به روش آزمون- بازآزمون و ضريب همبستگی 70/0 تا 95/0 مورد تأييد قرار گرفت. لازم بهذکر است ابتدا خرده آزمونهای هوش غيرکلامی از آزمودنيها به عمل آمد و در صورتی که نمره هوش آزمودنی در محدوده طبيعی به دست می آمد، تکاليف کاربرد شناختی در اختيار او قرار می گرفت. دادههای حاصل با استفاده از آزمونهای مجذور خی، تی مستقل و مان ويتنی مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
يافته ها: ميانگين مدتزمان پيگيری موضوع (00۱/0P<)، نمرات نوبتگيری(00۱/0>P)، اصلاح مکالمه از نوع پاسخ به درخواست برای رفع ابهام (003/0=P) و اصلاح مکالمه از نوع درخواست برای رفع ابهام (002/0=P) بين دو گروه کمشنوا و شنوا اختلاف معناداری داشت.
نتيجهگيری: کودکان کمشنوا در بهکارگيری مهارتهای کاربردشناسی ضعيفتر از کودکان شنوا عمل میکنند.