هدف: تحريک عمقی هسته VLتالاموس به عنوان روش درمانی موفقی برای بعضی اختلالات حرکتی در بيماران پارکينسونی مقاوم به دارو گزارش شده است. اين امر مشارکت مدارهای قشری- زير قشری را در کنترل حرکت تاييد میکند. در خصوص مشارکت اين مدارها در کارکردهای شناختی و بويژه زبان تحقيقات کمی انجام شده و اختلاف نظر وجود دارد. هدف اين پژوهش تعيين ميزان اثر تحريک عمقی تالاموس چپ و راست، بر پردازشهای زبانی و حافظه میباشد.
روش بررسی: تحقيق حاضر از نوع چند مورد پژوهی است که طی آن پردازشهای زبانی و حافظه6 بيمار پارکينسونی مقاوم به دارو پس از عمل جراحی تحريک عمقی (Deep Brain Stimulation) هسته VLتالاموس، (دو بيمار تالاموس راست، دو بيمار تالاموس چپ، دو بيمار دوطرفه)، در دو وضعيت دستگاه خاموش و روشن با حداقل فاصله زمانی 40 روز بين دو آزمون، مورد بررسی و مقايسه قرار گرفتند. ابزار تحقيق و روش جمعآوری داده ها شامل پرسشنامه (تاريخچه بيماری)، آزمون حافظه وکسلر، زير آزمون درک دستوری و جملهسازی آزمون BAT (Bilingual Aphasia Test) و روانی کلامی بود.
يافتهها: براساس نتايج آزمونها، نمره آزمون حافظه وکسلر در گروه تالاموس چپ در حالت تحريک در مقايسه با عدم تحريک افزايش جزئی و درگروه تالاموس راست کاهش جزئی نشان داد. نمره درک جملات پيچيده در هر دو گروه، در حالت تحريک تالاموس در مقايسه با وضعيت عدم تحريک افزايش نشان داد. در نمره روانی کلامی و جمله سازی در حالت تحريک تالاموس در مقايسه باحالت عدم تحريک در هر دو گروه شاهد کاهش نمره بوديم.
نتيجهگيری: با توجه به يافتههای اين پژوهش به نظر میرسد، تحريک عمقی تالاموس باعث بهبود مهارت درک دستوری و کاهش روانی کلامی و ساخت جمله در هر دوگروه شده است که از نظريه مشارکت دوطرفه تالاموس در پردازشهای زبانی حمايت میکند و مغاير با تحقيقاتی است که اين تغيير را فقط در اثر تحريک تالاموس چپ گزارش کرده اند.به نظر می رسد تفاوت اثر تحريک عمقی تالاموس چپ نسبت به راست در نمره حافظه تاييدی بر سوبرتری تالاموس چپ باشد .