هدف: هدف از تحقيق حاضر بررسی دقيق تعادل ديناميکی به مفهوم ميزان نوسانات مرکز ثقل بدن از مرکز سطح اتکا در کودکان مبتلا به فلج مغزی اسپاستيک قبل و بعد از برنامه ورزش درمانی میباشد.
روش بررسی: اين پژوهش به روش شبه تجربی و مداخلهای و بصورت قبل و بعد بر روی تعداد 10 نفر از کودکان 15-8 ساله مبتلا به فلج مغزی اسپاستيک از نوع دیپلژی که با انتخاب تصادفی از نمونههای در دسترس انتخاب شده بودند انجام گرفت. بيماران به مدت 12 هفته تحت برنامه ورزشدرمانی قرار گرفتند. با استفاده از دستگاه تعادلسنج بايودکس نوسانات مرکز ثقل آزمودنيها در حالتهای پايدار، نيمه پايدار و ناپايدار سطح اتکا و نيز با کفش و بدون کفش قبل و پس از دوره تمرينی اندازهگيری و مقايسه شدند. برای تحليل آماری از اندازههای مکرر استفاده شد.
يافتهها: نتايج نشان دادند که در مجموع آزمونها ميانگين نوسانات مرکز ثقل در بعد از ورزش درمانی بميزان 2/0 درجه کاهش يافته بود(001/0=p). بيشترين بهبودی در حالت نيمهپايدار و ناپايدار سطح اتکا و در جهت قدامی- خلفی بود. با پوشيدن کفش نوسانات بدن بيماران بطور معنی داری کاهش يافت.
نتيجهگيری: ورزش درمانی عملکرد تعادلی بيماران فلج مغزی دیپلژی را بهبود میبخشد. عملکرد سيستم حسی عمقی لگن و تنه با ورزش درمانی ارتقا می يابد. پوشيدن کفش عامل مهمی در حفظ تعادل ديناميکی بيماران تعادلی محسوب میشود و می بايستی در برنامه توانبخشی اين بيماران مورد توجه قرار گيرد.
شريفمرادی کيوان، فرهپور نادر، مقايسه وضعيت تعادل کودکان مبتلا به فلج مغزی اسپاستيک قبل و پس از يک برنامه ورزش درمانی فصلنامه علمی پژوهشی توانبخشی، 1385; 7 (1) :22-28