هدف: کاهش منابع توجهی در مبتلايان به کاهش يا اختلال اطلاعات حسی ديده شده است. هدف از اين مطالعه مقايسه نيازهای توجهی کنترل پاسچرال ورزشکاران مبتلا به بیثباتی عملکردی مچ پا و همتايان سالم میباشد.
روش بررسی: 15 ورزشکار دانشجوی مبتلا به بیثباتی عملکردی مچ پا و 15 فرد همتای سالم با نمونهگيری ساده و در دسترس انتخاب و در اين مطالعه مقطعی مورد- شاهدی که بر اساس الگوی تکليف دوگانه طراحی شد مورد مقايسه قرار گرفتند. ابزار بهکار رفته سيستم تعادلی بايودکس بود که با استفاده از آن شاخص ثبات کلی، در حالی که آزمودنيها 2 دشواری از تکليف پاسچرال (شامل سطح ثباتی 5 و 7 از سيستم تعادلی بايودکس) و 2 تحميل تکليف شناختی (شامل تحميل صفر و شمارش معکوس) را تجربه میکردند، اندازه گيری شد. به منظور بررسی اثر متقابل متغيرهای مستقل (دشواری تکليف پاسچرال، دشواری تکليف شناختی و سطح سلامتی) با متغير وابسته مورد مطالعه (شاخص ثبات کلی) از آزمون تحليل واريانس چند عاملی مختلط و جهت مقايسه ميانگين متغير وابسته در دو گروه مورد مطالعه، از آزمون تی مستقل استفاده شد
. يافتهها: آزمون تحليل واريانـس اثرهای متقـابل سطح سلامتی با دشواری تکليف پاسچرال و دشواری تکليفشناختی بر شاخص ثباتی کلی را معنیدار نشـان داد. به اين معنی که بيمـاران در مواجهه با تکـليفشناختی (01/0P=) و ايسـتادن بر سـطح بیثباتتر (03/0P=)، افزايش بيشتری در شاخص ثبات کلی به نسبت گروه سالم نشان داده و اختلال پاسچرال بيشتری داشتند.
نتيجهگيری: به نظر میرسد که بیثباتی عملکردی مچ پا با افزايش نيازهای توجهی کنترل نيمه پويای پاسچرال همراه است. بنابراين تحميل تکليف شناختی ممکن است بتواند به عنوان يک استراتژی مؤثر در برنامه ورزشی مبتلايان به بیثباتی عملکردی مچ پا منظور گردد.