هدف: کارکرد شناختی ضعيفتر بيماران اسکيزو - وسواسی در پژوهشهای متعددی يافته شده است. نظريه «آسيب شناسی افزوده» بيان میکند که اشکالات شناختی اختلال وسواسی - اجباری در بيماران اسکيزو - وسواسی به اشکالات شناختی اسکيزوفرنيا افزوده میشود. بر اين اساس هدف از اين پژوهش پاسخ به اين پرسش است که آيا بين نشانههای وسواسی - اجباری و نقائص کارکردهای اجرايی رابطه متقابلی وجود دارد به نحوی که تغيير در يکی منجر به تغيير در ديگری گردد؟
روش بررسی: در اين جهت در يک طرح پژوهش تک موردی با استفاده از خط پايه چندگانه، 4 بيمار اسکيزو - وسواسی با انتخاب هدفمند گزينش و تحت توانبخشی شناختی معطوف به بهبود کارکردهای اجرايی قرار گرفتند و سير تغييرات شناختی و بالينی آنها بررسی گرديد.
يافتهها: نتايج نشان داد که توانبخشی شناختی موجب کاهش نشانههای وسواسی - اجباری در حداقل دو تن از آزمودنیها و بهبود کارکردهای اجرايی در آنها گرديد و به نظر میرسد بين ميزان بهبودی در کارکردهای اجرايی و کاهش نشانههای وسواسی - اجباری رابطه مستقيمی وجود دارد.
نتيجهگيری: بدين ترتيب نتيجه گرفته میشود که فرضيه تعامل بين نشانههای وسواسی - اجباری با کارکردهای اجرايی را میتوان مورد تأييد قرار داد.