هدف: مقايسه شاخصهای تنفسی گفتار در مراحل مختلف، از جمله: ميانگين حجم جاری، حجم حياتی و حجم آواسازی در کودکان مبتلا به فلج مغزی اسپاستيک و مقايسه اين شاخصها با کودکان طبيعی و بکارگيری ميزان اين تفاوتها در برنامهريزيهای دقيقتر گفتار درمانی، اصلی ترين انگيزه اين تحقيق بوده است.
روش بررسی: تحقيق حاضر به روش مقطعی مقايسهای و از نوع مورد – شاهدی است. با بکارگيری روش هدفمند و غير تصادفی، بيست نفر کودک دختر و پسر فلج مغزی نوع اسپاستيک 12-5 ساله بعنوان بيمار و بيست نفر کودک عادی دختر و پسر با روش همتاسازی و جور کردن به عنوان گروه شاهد انتخاب شدند. بررسی پرونده سلامتی گذشته و آزمونهای اوليه بالينی و پاراکلينيکی مناسب برای همسانسازی و لحاظ معيارهای ورود و خروج از تحقيق و همچنين آزمونهای راديولوژيکی ريه و آزمونهای خونی در جهت رد امکان هر گونه بيماری احتمالی زمينهای ريوی وسيستميک در هر دو گروه انجام پذيرفت. متغيرهای حجم جاری، حجم حياتی و حجم آواسازی در گروههای نمونه و شاهد با استفاده از دستگاه کامپيوتری رسپيرومتر که ساخت و هنجار شده در مرکز تحقيقات دانشگاه گلاسکو انگلستان است سنجيده شد. دادههای حاصل با استفاده از آزمون آماری تی مستقل مورد تحليل قرار گرفت.
يافتهها: تفاوت معنیداری در متغيرهای ميانگين حجم جاری، حجم حياتی و حجم آواسازی بين گروههای مورد و شاهد وجود داشت (001/0> P ). بدين صورت که اين شاخصها در افراد بيمار بطور متوسط 34% کمتر از افراد سالم بود.
نتيجهگيری: بر اساس نتايج اين تحقيق، شاخصهای تنفسی گفتار در کودکان فلج مغزی اسپاستيک کاهش محسوسی داشته و اين امر بايد در برنامهريزی دقيق و مشخص توانبخشی و گفتاردرمانی اين کودکان مد نظر بوده و بکار گرفته شود.