هدف: بررسیهای انجام شده نشان داده است که ريسپريدون نسبت به هالوپريدول علائم عمومی را در بيماران مبتلا به اسکيزوفرنيا بيشتر کاهش میدهد. از آنجا که تأثير اين دارو در جمعيت ايرانی کمتر مورد تحقيق قرار گرفته است، بر آن شديم تا به مقايسه تأثير ريسپريدون (ساخت ايران) با هالوپريدول بر روی علائم عمومی اسکيزوفرنيا بپردازيم.
روش بررسی: در يک مطالعه تجربی (Experimental) با طرح پيش آزمون –پس آزمون، 66 نفر از بيماران مرد اسکيزوفرنيک مطابق معيارهای(DSM-IV-TR)، بستری در مرکز روانپزشکی رازی، با انتخاب هدفمند، مورد مطالعه قرار گرفتند. پس از يک دوره دو هفتهایقطع دارو، بيماران به صورت تصادفی در دو گروههالوپريدول (حداکثر 15 ميلیگرم در روز) و ريسپريدون (حداکثر 6 ميلیگرم در روز) قرارگرفتند. برای هر بيمار نمره کل زير مقياس (Subscale) عمومی پرسشنامههای مقياس روانپزشکی مختصر (BPRS) و مقياس بررسی عوارض خارج هرمی(SAS) در اندازهگيری پايه و 8 هفته پس از شروع درمان، به صورت هفتگی مورد بررسی قرارگرفت. نتايج درمانی توسط آزمونهای تی برای نمونههای جفتی و نمونههای غير وابسته و آزمون تحليل واريانس با اندازهگيری مکرر مورد تجزيه و تحليل قرارگرفت.
يافتهها: بين ميانگين علائم عمومی در اندازهگيری پايه و در خلال درمان تا هفته پنجم بين دو گروه هالوپريدول و ريسپريدون اختلاف معنیداری وجود نداشت (05/0P<)، اما از هفته ششم تا انتهای طول درمان، ميانگين علائم عمومی در گروه ريسپريدون به ميزان معنیداری از گروه هالوپريدول کمتر بود(05/0P<). هردو دارو در طی تجويز باعث کاهش ميانگين علائم عمومی بودند ولی اين کاهش بين دو گروه اختلاف معنیداری داشت. همچنين شدت عوارض جانبی در تمام طول درمان در گروه ريسپريدون به ميزان معنیداری نسبت به گروه هالوپريدول کمتر بود(05/0P<).
نتيجهگيری: تجويز هالوپريدول و ريسپريدون ساخت ايران موجب کاهش معنیدار علائم عمومی در بيماران اسکيزوفرنيک ايرانی میشود که اين کاهش در مورد ريسپريدون به ميزان قابل توجهی بيشتر است. بعلاوه عوارض جانبی کمتری نيز دارد.