هدف: اختلال تورت عبارت است از اختلالی که در آن سابقه تيکهای حرکتی متعدد در بيمار وجود دارد و حداقل يک تيک صوتی در مقطعی از اختلال در بيمار ايجاد میشود. گزارشات فراوانی در مورد همراهی افسردگی اساسی بطور همزمان با اين اختلال منتشر شده است و مطالعات بيانگر اين است که تشخيص و درمان به موقع اين اختلال از اهميت بسيار زيادی در سير درمان بيماران مبتلا به اختلال تورت برخوردار است. بنابراين بررسی افسردگی اساسی همزمان با اختلال تورت در جامعه اهميت فراوانی دارد.
روش بررسی: در طی يک دوره زمانی يکساله، 30 مورد بيمار مبتلا به اختلال تورت مراجعه کننده به يک مرکز روانپزشکی اطفال مورد بررسی قرار گرفتند. اين مطالعه بصورت توصيفی و cross sectional طراحی شد. همچنين 30 نفر از افراد گروه کنترل مطابق با گروه بيماران ازلحاظ سن و جنس از مدارس شهر تهران انتخاب شدند. 25 پسر و 5 دختر حدود سنی 18-8 سال در هر گروه وجود داشتند. پرسشنامه K-SADS جهت يافتن افسردگی اساسی در اين بيماران و همچنين در گروه کنترل تکميل گرديد. نتايج به دست آمده در اين تحقيق بر اساس آزمونهای آماری از جمله MC- Nemar exact test مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
يافته ها: 3/23% از بيماران مبتلا به اختلال تورت به اختلال افسردگی اساسی مبتلا بودند 3/3% از گروه کنترل مبتلا به اختلال افسردگی اساسی بودند.
نتيجهگيری: همراهی قابل ملاحظه بين اختلال تورت و اختلال افسردگی اساسی در اين تحقيق ايجاب می نمايد که هر بيمار مبتلا به اختلال تورت بطور جدی از نظر افسردگی اساسی بررسی شود زيرا میتواند روی برنامه درمان و اداره بيماری تاثير گذار باشد.